تبليغاتX
خاطرات و خطرات

خاطرات و خطرات

یک روز از خواب پا می شی...می بینی رفتی به ...ا

دلم خیلی گرفته می خوام یه عالمه حرف بزنم

موندم دنیا به این بزرگی این همه آدم توشه

چرا هیچکی منو دوست نداره

مگه من چمه؟

چرا آدما از من فرارین؟

اعتماد به نفسمو از دست دادم

من ..........

اصلا نمی دونم حرفای توی دلمو چطور باید بنویسم

بهتره حرف نزنم

بی خیال

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 17:16 توسط کائوچن| |

 

گاهي اوقات بايد بگذري و بگذاري و بروي ....
وقتي مي ماني و تحمل مي کني ، از خودت يک احمق مي سازي

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 17:21 توسط کائوچن| |

اول آشنایی مون برای تو راز بودم

شعر بودم شور بودم الهه ی ناز بودم

اول آشنایی مون واسم یه پروانه بودی

من همه سادگی و تو عاشق و دیوانه بودی

حالا کی هستم واسه تو

حالا چی هستم واسه تو

یه جام خالی از شراب

شکستنی مثل حباب

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 12:21 توسط کائوچن| |

 

عشق را به گونه ای دیگر و به زبانی متفاوت از تو آموختم.

دیواره ای آهنین که در اندرون آن قلبی سرخ می تپد.

روز پدر مبارک

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 8:29 توسط کائوچن| |

 

اگر آسمان زندگیتان ابریست

شاید روحتان به اندازه کافی اوج نگرفته است

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 11:53 توسط کائوچن| |

 

یه عکس می تونه قشنگترین و تلخترین خاطره رو تداعی کنه

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 13:27 توسط کائوچن| |

 

آنجا که چشمان مشتاقی برای انسان اشک می ریزد

زندگی به رنج کشیدنش می ارزد….

در نهان به آنانی دل می‌بندیم که دوست‌مان ندارند،

 و در آشکار از آنانی که دوست‌مان دارند غافل‌ایم.

 شاید این است دلیل تنهایی ما

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 13:20 توسط کائوچن| |

زن عشق میکاردو کینه درو میکند

اومیزاید و تو برایش نام انتخاب می کنی

او درد می کشد و تو نگران از اینکه بچه دختر باشد

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی می بینی

او مادر می شود و همه جا می پرسند : نام پدر؟

روز زن مبارک

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 11:43 توسط کائوچن| |

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غریب ٬

که به صد عشق و هوس می ارزد

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 10:39 توسط کائوچن| |

 

حس کردم دلم می خواد نمی دونم چرا؟حس دیگه

 

نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:16 توسط کائوچن| |

Design By : Night Melody